تاریخ : پنجشنبه, ۱۴ فروردین , ۱۴۰۴ Thursday, 3 April , 2025

رمان نوجوان - رویای کاراملی با اَکلیلِ نقره‌ای | صفحه ۲۱ از ۲۴ | مجله خبری صبح من

20تیر
رویای کاراملی با اَکلیلِ نقره‌ای ـ بخش بیست و هفتم
رمان نوجوان:

رویای کاراملی با اَکلیلِ نقره‌ای ـ بخش بیست و هفتم

در قسمت قبل خواندیم نقره‌ای و کارامل بعد از چند روز دلتنگی، دوباره به کنار هم برگشتند. آن دو تصمیم گرفتند به دنبال پدرشان بروند. اما چرخش روزگار نمی‌گذارد آن دو به شیوه‌ای که انتظارش را داشتند، پدرشان را پیدا کنند و اینک ادامه‌ی ماجرا... .

19تیر
رویای کاراملی با اَکلیلِ نقره‌ای ـ بخش بیست و ششم
رمان نوجوان:

رویای کاراملی با اَکلیلِ نقره‌ای ـ بخش بیست و ششم

در قسمت قبل خواندیم نقره‌ای با بقیه‌ی قهرمان‌های گربه آشنا شد. آنها به او گفتند که در پیشگویی‌ها آمده که او قرار است که تبدیل به یک قهرمان بزرگ شود. مدت تنبیه نقره‌ای هم به پایان رسیده بود و او و کارامل پس از چند روز دوری، دوباره به آغوش یکدیگر بازگشتند و اینک ادامه‌ی ماجرا... .

18تیر
رویای کاراملی با اَکلیلِ نقره‌ای – بخش بیست و پنجم
رمان نوجوان

رویای کاراملی با اَکلیلِ نقره‌ای – بخش بیست و پنجم

در قسمت قبل خواندیم نقره‌ای به جایی که افسانه‌ها از آنجا شروع و به پایان می‌رسند، رفته بود و در آنجا از رودخانه‌ی جریان زندگی، نُه جان خود را دریافت کرد. حالا وقتش بود که نقره‌ای با بقیه‌ی قهرمان‌ها آشنا شود و اینک ادامه‌ی ماجرا... .

17تیر
رویای کاراملی با اَکلیل نقره‌ای ـ بخش بیست و چهارم
رمان نوجوان:

رویای کاراملی با اَکلیل نقره‌ای ـ بخش بیست و چهارم

در قسمت قبل خواندیم، نقره‌ای در آستانه‌ی یک تصمیم دشوار بود. او با خود فکر کرد و سرانجام تصمیم مهمی را گرفت و اینک ادامه‌ی ماجرا...

15تیر
رویای کاراملی با اَکلیلِ نقره‌ای ـ بخش بیست و سوم
رمان نوجوان:

رویای کاراملی با اَکلیلِ نقره‌ای ـ بخش بیست و سوم

در قسمت قبل خواندیم، نقره‌ای خوابی دیده بود که بیشتر به واقعیت شبیه بود. از او خواسته شده بود تا کارهای مهمی را انجام دهد. نقره‌ای حتی نمی‌توانست درباره‌ی خوابش با کارامل صحبت کند. او حالا در برابر یک تصمیم دشوار قرار داشت و اینک، ادامه ماجرا...

14تیر
رویای کاراملی با اَکلیلِ نقره‌ای ـ بخش بیست و دوم
رمان نوجوان:

رویای کاراملی با اَکلیلِ نقره‌ای ـ بخش بیست و دوم

در قسمت قبل خواندیم، «نقره‌ای» درباره‌ی خوابی که دیده بود، برای «کارامل» نوشت. کارامل، نگران به سمت خانه‌ی برادرش رفت تا جزییات بیشتری را بداند اما نقره‌ای همه جزییات را نمی‌توانست به خواهرش بگوید چرا که ...

13تیر
رویای کاراملی با اَکلیلِ نقره‌ای ـ بخش بیست و یکم
رمان نوجوان:

رویای کاراملی با اَکلیلِ نقره‌ای ـ بخش بیست و یکم

در قسمت قبل خواندیم، «نقره‌ای» در خواب، صحنه‌هایی را دید که هرگز از آنها خبر نداشت. وقتی از خواب بیدار شد، خیلی پریشان بود. تصمیم گرفت موضوع را با «کارامل» مطرح کند. اما او هنوز در تحریم بود! نقره‌ای به دنبال راهکاری بود تا اینکه ....

12تیر
رویای کاراملی با اَکلیلِ نقره‌ای ـ بخش بیستم
رمان نوجوان:

رویای کاراملی با اَکلیلِ نقره‌ای ـ بخش بیستم

در قسمت قبل خواندیم، «نقره‌ای» که دوران تحریم خود را پشت سر می‌گذاشت، در فکر اتفاق‌هایی بود که برای او افتاده است. در همین افکار بود که به خواب رفت. او در رویا، صحنه‌هایی را دید که از آن‌ها خبر نداشت. و اینک، ادامه‌ی ماجرا...