تاریخ : پنجشنبه, ۱۴ فروردین , ۱۴۰۴ Thursday, 3 April , 2025

رمان نوجوان - رویای کاراملی با اَکلیلِ نقره‌ای | صفحه ۲۰ از ۲۴ | مجله خبری صبح من

29تیر
رویای کاراملی با اَکلیلِ نقره‌ای ـ بخش سی‌وپنجم
رمان نوجوان:

رویای کاراملی با اَکلیلِ نقره‌ای ـ بخش سی‌وپنجم

در قسمت قبل خواندیم نقره‌ای به دنبال راهی بود که بتواند با کارامل آشتی کند. کارامل در ابتدا حاضر به آشتی کردن نبود؛ اما وقتی التماس‌های برادرش را دید و تحت تأثیر قدرت ذهن‌خوانی نقره‌ای قرار گرفت، با او آشتی کرد. اما به نظر شما روز آن دو به خوبی و خوشی به پایان می‌رسد؟

28تیر
رویای کاراملی با اَکلیلِ نقره‌ای ـ بخش سی‌وچهارم
رمان نوجوان:

رویای کاراملی با اَکلیلِ نقره‌ای ـ بخش سی‌وچهارم

در قسمت قبل خواندیم نقره‌ای به قدرت جدید خود پی برد و با استفاده از آن توانست اتفاقی که برای خاکستری افتاده بود را بفهمد. حقیقتی ترسناک درباره‌ی گربه‌ای سیاه و مرموز. نقره‌ای نمی‌دانست که آن گربه کیست و با او چه کار دارد. اما الان باید از کارامل عذرخواهی می‌کرد. آیا کارامل برادرش را می‌بخشد؟ در ادامه خواهیم دید.

27تیر
رویای کاراملی با اَکلیلِ نقره‌ای ـ بخش سی‌وسوم
رمان نوجوان:

رویای کاراملی با اَکلیلِ نقره‌ای ـ بخش سی‌وسوم

در قسمت قبل خواندیم، نقره‌ای دلیل رفتار عجیب کارامل را نمی‌دانست و به دنبال علت آن راه افتاد. خاکستری و پرنس، هر کدام چیزهای متناقضی به نقره‌ای گفتند و حالا این نقره‌ای بود که باید تصمیم می‌گرفت حرف کدام یک را باور کند و به حقیقتی عجیب و ترسناک دست پیدا کند... .

26تیر
رویای کاراملی با اَکلیلِ نقره‌ای ـ بخش سی‌ودوم
رمان نوجوان:

رویای کاراملی با اَکلیلِ نقره‌ای ـ بخش سی‌ودوم

در قسمت قبل خواندیم نقره‌ای به دنبال کارامل رفته بود که کارامل را تنها وسط خیابان در حالی که بسیار از دست برادرش و خاکستری عصبانی بود، دید. نقره‌ای در حین اندیشیدن به این رفتار عجیب کارامل، به حقیقتی عجیب در مورد خودش دست پیدا کرد و اینک ادامه‌ی ماجرا ... .

25تیر
رویای کاراملی با اَکلیلِ نقره‌ای ـ بخش سی و یکم
رمان نوجوان:

رویای کاراملی با اَکلیلِ نقره‌ای ـ بخش سی و یکم

در قسمت قبل خواندیم، نقره‌ای دلیل دعوت شدن به خانه‌ی «رعد» را نمی‌دانست. رعد معتقد بود که نقره‌ای خودش باید داستان زندگی خودش را بنویسد. نقره‌ای از رعد تشکر کرد و به دنبال کارامل به راه افتاد. اما... .

24تیر
رویای کاراملی با اَکلیلِ نقره‌ای ـ قسمت سی ام
رمان نوجوان:

رویای کاراملی با اَکلیلِ نقره‌ای ـ قسمت سی ام

در قسمت قبل خواندیم نقره‌ای و کارامل با هم بیرون رفتند که ناگهان خاکستری سر رسید و به نقره‌ای خبر داد که به دیدار رعد برود. نقره‌ای، کارامل را به دست خاکستری سپرد و به دیدن رعد رفت تا رعد داستان خود را برای نقره‌ای تعریف کند. اما هدف واقعی رعد از گفتن این اتفاقات به نقره‌ای چه بود؟ در ادامه بخوانید.

22تیر
رویای کاراملی با اَکلیلِ نقره‌ای ـ بخش بیست و نهم
رمان نوجوان:

رویای کاراملی با اَکلیلِ نقره‌ای ـ بخش بیست و نهم

در قسمت قبل خواندیم نقره‌ای و کارامل با پدرشان آشنا شدند. کارامل به نقره‌ای مشکوک شده بود که او از کجا می‌دانسته که اسم پدرشان چیست. نقره‌ای هم نمی‌توانست قدرت‌های جدید خود را به خواهرش بگوید و اینک ادامه‌ی ماجرا... .

21تیر
رویای کاراملی با اَکلیلِ نقره‌ای ـ بخش بیست و هشتم
رمان نوجوان

رویای کاراملی با اَکلیلِ نقره‌ای ـ بخش بیست و هشتم

در قسمت قبل خواندیم نقره‌ای دوباره با گربه گندهه درگیر شد و کارامل برای کمک به او، گربه‌ای را فرا خواند. بدون اینکه بداند او بوران، یعنی پدر آن دو است. در ادامه چه اتفاقی خواهد افتاد؟