در قسمت قبل خواندیم نقرهای برای اینکه دربارهی زندگی جنگلی اطلاعاتی کسب کند، از خواهرش کتابهایی امانت گرفت. اما برای بهتر آشنا شدن با محیط جنگل، تصمیم گرفت به جنگل برود و آنجا را بررسی کند. در همین لحظه، با یک گربهی ناشناس جنگلی آشنا شد که ... .
در قسمت قبل خواندیم، نقرهای و کارامل در جشن تولدشان شرکت کردند و دو آرزو کردند. نقرهای دربارهی آرزوی پنهان کارامل، کنجکاو بود و وقتی فهمید کارامل رویایش که زندگی در جنگل بوده را آرزو کرده است، خیلی تعجب کرد و بیش از پیش مصمم شد تا به آنچه سرنوشتش مقدر کرده بود، دست پیدا کند... .
در قسمت قبل خواندیم، نقرهای دید که گربهها برای او و خواهرش در خانهی پدرش، تولد گرفتهاند. در این میان، سر و کلهی گربه گندهه که رفتار عجیبی داشت، پیدا شد. نقرهای از دست دوستانش کمی دلخور شده بود اما نمیخواست روز تولدش را خراب کند و اینک ادامهی ماجرا ... .
در قسمت قبل خواندیم نقرهای خواب عجیبی دید که به او میگفت باید گربهها را متحد کند و با آنها در جنگل زندگی کند. نقرهای دلش میخواست یا کسی در این مورد صحبت کند اما خواهرش خانه نبود و او به دنبال پدرش به راه افتاد و اینک ادامهی ماجرا... .
در قسمت قبل خواندیم، سرانجام خاکستری و کارامل با هم آشتی کردند و بعد از آن، نقرهای و خواهرش به خانه بازگشتند. در یکی از شبهای پاییزی، نقرهای که خوابش نمیبرد، بیرون از خانه نشسته بود. ناگهان خوابآلودگی شدیدی او را در بر گرفت. او خوابش برد و باز هم یکی از آن خوابهای عجیب به سراغش آمد.... .
در قسمت قبل خواندیم کارامل، نقرهای را راهنمایی کرد تا بتواند با خوابش کنار بیاید. بعد از آن هر دو به طرف خانهی خاکستری رفتند تا بعد از کمی شیطنت، خاکستری و کارامل بتوانند با هم آشتی کنند و اینک ادامهی ماجرا... .
در قسمت قبل خواندیم نقرهای احساس میکرد نمیتواند به تنهایی با خواب عجیبی که دیده بود روبهرو شود. او به این نتیجه رسیده بود که تنها کسی که میتواند در این زمینه، یاور او باشد، کارامل است. اما برای اینکه خوابش را برای کارامل تعریف کند، مجبور بود که همه چیز را به او بگوید... .
در قسمت قبل خواندیم کارامل به نقرهای اصرار میکرد بروند و با هم کمی چرت بزنند. همان لحظه بود که کابوسی هولناک به سراغ نقرهای آمد که از آینده خبر میداد. نقرهای احساس میکرد، نمیتواند با این خواب به تنهایی روبهرو شود و کسی باید به او کمک میکرد و چه کسی بهتر از کارامل؟!