در قسمت قبل خواندیم نقرهای موفق شد که گربهها را راضی کند تا با او به جنگل بیایند. اما به نظر میرسد امکان دارد تعدادی از آنها وسط مسیر جا بزنند. وقتی نقرهای به دیدار شاهبلوطی رفت تا به او نتیجهی رأی گیری را بگوید، از وجود مکانی به نام «بازماندگان آتشین» مطلع شد که بازماندگان قبیلهی آتش در آنجا زندگی میکردند؛ اما ... .
در قسمت قبل خواندیم نقرهای سعی داشت گربهها را متقاعد کند که زندگی گربهی خانگی را کنار گذاشته و زندگی وحشی و جنگلی را تجربه کنند. وقتی گربهها نتوانستند همان لحظه تصمیم بگیرند، قرار بر این شد که تا فردای آن روز، تصمیم خودشان را اعلام کنند. شب هنگام، گربهها در میدان جمع شدند و با هم بحث کردند. تصمیم بر این شد که برای تعیین نتیجهی نهایی، رأی گیری انجام شود و ... .
در قسمت قبل خواندیم نقرهای گربهها را در میدان شهر جمع کرد و با آنها صحبت کرد. نقرهای سعی میکرد آنها را قانع کند که زندگی در جنگل را بپذیرند و با او متحد شوند. اما گربهها چه تصمیمی خواهند گرفت؟
در قسمت قبل خواندیم نقرهای با کمک جِف و برادرش جِفِرسون، به تمامی گربهها پیام رساند که در روزی مشخص، در میدان شهر جمع شوند. نقرهای از این بابت، اضطراب زیادی داشت و با کمک خواهرش، توانست کمی بر ترس خود از آینده، غلبه کند. اما در میدان شهر، چه اتفاقاتی خواهد افتاد؟
در قسمت قبل خواندیم نقرهای و کارامل بعد از ملاقات غیر منتظره با گربه گندهه، دیگر دلشان نمیخواست که به دیدار خاکستری بروند؛ بنابراین به طرف خانه به راه افتادند. نقرهای زمانی که از خواهرش شنید زمان کمی تا شروع زمستان مانده، هول شد و نزدیک بود تمام ماجرا را لو دهد و اینک ادامهی ماجرا ... .
در قسمت قبل خواندیم نقرهای و خواهرش میخواستند به دیدن خاکستری بروند. اما در میانههای مسیر با گربه گندهه روبهرو شدند. نقرهای فهمید که ماجرای تبریک تولد گربه گندهه نیز زیر سر آن گربهی سیاه مرموز بوده است و ... .
در قسمت قبل خواندیم نقرهای، نامهای برای پدرش نوشت و جریان ملاقات با شاهبلوطی و خواب عجیبش را برای او شرح داد. بوران با دیدن آن نامه، فوراً خودش را به نقرهای رساند. پدر و پسر با هم کمی درد و دل کردند تا اینکه سر و کلهی کارامل پیدا شد و ... .
در قسمت قبل خواندیم نقرهای با گربهای به نام شاهبلوطی ملاقات کرد و اطلاعاتی دربارهی زندگی جنگلی به دست آورد. شاهبلوطی به نقرهای گفت که در جنگل، جایی خالی برای او و بوران که قبلاً در جنگل زندگی میکرد، وجود دارد. اما آیا گربهها میپذیرند که در جنگل زندگی کنند؟