«صبح من» با دانستنیهای مذهبی: در پنجشنبههای «صبح من»، پای کلام گهربار مولای متقیان، حضرت علی(ع) مینشینیم تا جرعهای از دریای بیکران نهجالبلاغه را بنوشیم. امروز به سراغ این مطلب به سراغ حکمت ۱۴ نهجالبلاغه و این پرسش رفتهایم که کسی که نزدیکانش او را رها کنند، چه سرنوشتی دارد؟ پاسخ را ببینید.

وَ قَالَ (علیه السلام): مَنْ ضَیَّعَهُ الْأَقْرَبُ، أُتِیحَ لَهُ الْأَبْعَدُ.
و فرمود (ع): کسى را که نزدیکانش واگذارند، بیگانگانش دست گیرند.
پخش صوتی حکمت ۱۴ نهجالبلاغه:
امام(ع) در این جمله به کسانى که بستگان نزدیکش نسبت به او بى مهرى و رهایش میسازند، دلدارى و امیدوارى میدهد که نباید از این جریان مأیوس گردند؛ خداوند راه دیگرى به روى او میگشاید و میفرماید: «کسى که نزدیکانش او را رها سازند، آنها که دورند براى (حمایت از او و یارىاش) آماده میشوند».
در واقع این حکمت و رحمت الهى است که انسانها به وسیله بستگان و دوستان نزدیک حمایت شوند، ولى اگر آنها به وظیفه خود عمل نکردند و به صله رحم و مسئولیتهاى دوستى، پشت پا زدند این مسئولیت را بر عهده دیگران میگذارد تا بندهاش در میان توفان حوادث تنها نماند.
به عنوان مثال، پیغمبر اکرم(ص) طائفه قریش که نزدیکترین نزدیکان او بودند، نه تنها حمایتش نکردند بلکه به دشمنى او برخاستند؛ اما خداوند دورافتادهترین قبائل را از قبیله قریش یعنى «اوس» و «خزرج» را به حمایت او برانگیخت که از جان و دل او را حمایت کردند و آئین او را پیش بردند و جالب این که این دو قبیله، با هم دشمنى دیرینهاى داشتند ولى در حمایت از پیغمبر اکرم(ص) متحد و متفق بودند و امثال این موضوع در طول تاریخ بسیار دیده شده است.
در حدیث پرمعنایى از امام صادق(ع) میخوانیم که براى دلدارى و تسلى خاطر میفرماید: «کُنْ لِمَا لاَ تَرْجُو أَرْجَى مِنْکَ لِمَا تَرْجُو؛ نسبت به آنچه امیدى به آن ندارى از آنچه امید به آن دارى، امیدوارتر باش.» و جالب این که در ذیل این حدیث اشاره به داستان موسى(ع) شده و میفرماید: «موسى براى به دست آوردن شعله آتشى به دنبال نورى که از درخت برمىخواست روان شد ولى در آنجا پیام نبوت را دریافت داشت».
احتمال دیگرى که در تفسیر این کلمه حکمتآمیز وجود دارد این است که امام میخواهد بفرماید، در صورتى که نزدیکان و بستگان از نیروهاى یکدیگر استفاده نکنند و نسبت به هم بى اعتنا باشند، اى بسا دورافتادگان آنها را میربایند و از وجود آنان بهره میگیرند.
نمونه این مطلب مسئلهاى است که در این ایام کشور ما و بسیارى از کشورها با آن روبرو هستند که به نام «فرار مغزها» معروف است. هنگامى که ما از مغزهاى لایق و آماده و افکار بلند و استعدادهاى سرشار جوانانمان استفاده نکنیم آنها از میان ما فرار کرده و دورافتادگان از نیروهاى آنها استفاده میکنند که این ضایعهاى است بزرگ و غیر قابل جبران.
در واقع تفسیر اول، دلدارى و تسلى خاطر است و تفسیر دوم، سرزنشى است. البته تفسیر اول مناسبر به نظر میرسد، هرچند جمع میان دو تفسیر نیز امکان پذیر است.
بیشتر بخوانید:
- آشنایی با بهترین روش تربیتی سفارش شده در نهجالبلاغه
- چگونه با مردم معاشرت نیکو داشته باشیم؟
- (اینفوگرافیک) با ترسهایت بجنگ!